سلامت میکنم بابا
سلامی به گرمای آتش
سلامی به بلندای آسمون
سلامی با صدای رسا
یادته بابا ؟
سال آخری که پیشمون بودی رو یادته؟
یادته اون بیماریهارو؟
یادته درکنارش اون امید رو؟
یادته اون ورزش و فیزیوتراپی متخصص رو تو خونه؟
یادت میاد که میگفتی اگر خوب بشم دلم میخواد برم مشهد؟
دلم میخواد برم مکه...
حالا 4 ساله بجای مشهد و مکه و هرجای دیگر
رفتی پیش خود خودش
وه ! که چه جای دور رفتی تو ؟!
این روزا هرچی میریم جلو
بیشتر یاد خاطره های دردناکی میفتم بابا
که آرزو میکنم ومیکردم هرگز تجربه نمیکردم !
نگو غمگین نباش
نگو شکوه نکن
که توخود مثل ما بودی در غم رفتن مادرت
پس تو خود درداشنایی بابا
پره حرفم برات وای یارای نوشتنم نیست

نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 1:22  توسط نشاط
|